خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





هفته پرکار وخسته کننده

    سه شنبه قبل اقایی خالشو رسوند خونش بامادرش

    منم وسط راه بهشون پیوستم و رفتیم خونه عموح و خاله ر آقایی

    چهارشنبه صبح خونه مادرشوهر و درست کردن کمی ازپسته های خودمون

    بعدش نظافت خونه 

    چهارشنبه عصر رفتن ب باغ پسته با آقایی ودایی عباس ومادر آقایی

    بارون شدید و رعد برق...اول گرم بود بعد حسابی سرد

    شب ازخستگی ساعت هفت خوابم برد تاصبح

    فرداش روز سخت بعدش برای شستن و جمع کردن اون همه پسته

    خدایا شکرت

    عصرش ازخستگی کلا خواب تا شب

    صبح حمعه درست کردن آخرین پسته ها برای یکساعت

    رفتن ب خونه پدر برای اولین بار درهفته ک امدم خونه

    ظهر پختن دونوع غذا برا آقایی

    عصرعروسی پسر عمم

    شب عروسی پسرخاله آقایی ک من پارسال واسطه ازدواجش بادوستم شدم

    آخر شب اومدن ب شهر یونی با دختر عمم اینا

    فردلش اومدن ب یونی باخط واحد شبشم جشن غدیر تو داتشگاه پ

    .....

    این هفته با آقایی زیاد پیش هم نبودیم بخاطر این همه کار:))

     

     


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : آقایی ,خونه ,پسته ,
    هفته پرکار وخسته کننده

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر